دفتر خاطره

روز نوشت های یه دختر دیونه

دفتر خاطره

روز نوشت های یه دختر دیونه

این جا مینویسم از روز های که میگذرن و از خاطراتی که نباید فرامدش بشن
کژاله کوردم
امیدوارم دوست های مجازی خوبی باشیم

بایگانی

شرح زندگی من

بدترین شکنجه روحی یعنی  بچه مهمون لاکپشتت رو بگیر دستش و  عین ماشین اسباب بازی باهاش بازی کنه  (تا مرز سکنه رفتم واقعا)

بعدش مداد رنگی هات رو بیار بریزه کف خونه

بعدش  با گواش دیوار اتاقت رو رنگ کنه

بعدش  از ت  کیک شکلاتی بخواه 

بعدش دست بکنه  تو حوض ماهی هارو بگیر

 تو ازبس باهاش مهربونی بودی وقتی اخم میکنی  باور نمیکنه  که عصبای هستی فکر میکنه داری بازی میکنی باهاش 

مادرش که نمیتونه  این بچه شیطان رو کنترول کنه و بالاخره اونقدر داستان میگی که این دو تا  وروجک بخوابن

 تازه میری اتاقت رو منفجرش کردن رو مرتب میکنی 

و تازه یادت میافته  باید فردا نقد کتاب  رو تحویل استاد بدی 

اون وقت عین ...... مجبوری هی قهوه بخوری  هی  تو اتاق راه بری  وکتاب بخوانی و بنویسی 

و اخرش ساعت 4رو کتاب ها  عین جنازه بیافتی  

وفرداش ساعت8/5بلندشی ورزش کنی  بعدش  بری کتاب رو  تحویل بدی و نقد رو ویرایش کنی و بزاری بعدا تحویل بدی 

و همه اینا کنار دلنگرانی که برای خونه خانوم خواهر و پرژوه اقای برادر و گریه های همیشگی مامان  وکار اون یوی داداش و زندگی  یه عزیزه دیگه 

کنار همه  فشار های روحی دیگه  واقعا  خسته میشی  مجبور پناه ببری  به قرص ها مسکن و بعدش چند ساعت خواب

ولی امان از وقتی که افشته  حالیت رو خواب هم تاثیز بزاره و ندام کابوس ببینی و خواب ارومی هم نداشته باشی 

اون وقته  از حرصت  میری  دوساعت کامل سرمیکنی تو گوشی 

#این_است_حاله_من 

  • کژال کورد

نظرات  (۳)

خدا صبر بده بهت!!!

راستی نمی شه این متن هات رو قبل پست کردن یه ویرایش کنی. همشون مشکل دارن ها.
پاسخ:

چون با گوشی تایپ  میکنم تنبلی ام میاد بخونم 
  • ✖پرنٌس‍‍ِــ‍‍pгคภςєςــسٌ .✖
  • آخ که چقدر زجر اورهههههه
    واااای من بودم حال اون بچه رو همچین گرفته بودم که بشینه سر جاش (آیکون خیلی عصبانی )
    برا منم پیش اومده..قبلنا بیشتر حالاها کمتر..قرص ک اصلا نمیخورم قهوه ام هفته ای ی بار و اونم قبل ساعت 5عصر! ولی وقتی فکرم اروم نیس با همه خستگی روز گاهی شبا تا 1خوابم نمیبره..بعضیوقتام دیرتر بدیش اینه ک روز بعدم نمیتونم بخوابم ولی تمام روز چرتیم
    پاسخ:
    خیلی رو اعصاب بود

    من تقربیا  یه سالی میشه همه لش با قرص میخوابم 
    همیشه باید مسکن پیشم باشه

    قهوه هم هر وقت مجبور باشم میخورم
    کلا نوشیندی فقط اب دوس دارم 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.