دفتر خاطره

روز نوشت های یه دختر دیونه

دفتر خاطره

روز نوشت های یه دختر دیونه

این جا مینویسم از روز های که میگذرن و از خاطراتی که نباید فرامدش بشن
کژاله کوردم
امیدوارم دوست های مجازی خوبی باشیم

بایگانی

خر بودم واسه یه جمله ذوق کردم

 یه  شبی  تاصبح هزار بار این جمله رو خواندن و ذوق کردم  و گریه کردم

بعدش  دیگه کسی این  جمله رو  گفت  هیج  وقت باهام   حرف نزد

این رو نگفتم که بگم دلم تنگ شده و اینا نه  گفتم که بگم چقدر خر بودمااا  :)

شاید یه روزی فراموشت کنم  :(

مطمنم اون فراموش کرده قسم میخورد حتی یادش نیست اینا رو به من گفت 

  • کژال کورد

نظرات  (۶)

بعضی حرف ها حرمت دارن، کاش به سادگی نیان روی زبون...
پاسخ:
اهوم 
منم یکی دو تا رفیق دارم که میمیرم براشون ، حتی یکیشون مجازی عه تاحالا ندیدَمش :| ولی حس میکنم خیلی رفیق ِ خوبی عه :)
آدما رو ول می کنیمفقط به خاطر اینکه دیگه تاریخ مصرفشون گذشته
ولی اونا یه عمر از خودشون می پرسن. مگه چیکار کرده بودم؟
و این خیلی سوال سختیه
پاسخ:
واقعا این سوال داره دیوونه ام میکنه 
از اینجور آدما بدم میاد...
پاسخ:
اتفاقا  ادم خوبیه  خیلی خیلی هم ادم خوبیع 
من این رو نذاشتم که بقیه   چیز بهش بگن یا درموردش قضاوت کنند 
حداقل برای من اونقدر عزیز هست که دلم نخواهد کسی بهش چیزی بگه 

بعضیا یه سری حرفا رو به سادگی میزنن، بدون اینکه بدونن همین حرفا واسه کس دیگه میتوه یه دنیا باشه
پاسخ:
زنده داشتم  ا این حرف 
ولی بعدش اروم اروم مردم 
  • حیرآنــ ـه
  • آخ که چقد درد داره این جور حس ها ...
    :(

    میتونم بگم میفهممت ... با اینکه هیچ وقت برای خودم پیش نیومده :/
    پاسخ:
    خیلی درد دارد 


    ممنون  که درک میکنی 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.