دفتر خاطره

روز نوشت های یه دختر دیونه

دفتر خاطره

روز نوشت های یه دختر دیونه

این جا مینویسم از روز های که میگذرن و از خاطراتی که نباید فرامدش بشن
کژاله کوردم
امیدوارم دوست های مجازی خوبی باشیم

بایگانی

دلتنگی های یه جوجه شیمیست

ای ام یک  عدد جوجه شیمست  که دلش برای ازمایشگاه تنگ شده 

عاقا خب من به طور معولی  9ماه هر روز هفته تو ازمایشگاه بودم  حتی دروس عمومی هم تو ازمایشگاه   تدریس  میشد 

خب من دلم تنگ شده 

عاقا من هفته6ساعت داشتم کار عملی انجام میدادم و ازمایش انجام میدادم 

الان دلم تنگ شده واسه ازمایشگاه :)

شاید مسخره باشه که دلم برای محاسبه و ازمایش وگزارش کار نوشتن تنگ شده بلشه

ای خدا کی این تابستون لعنتی تموم میشه من برم مدرسه خسته شدم تو خونه :(

  • کژال کورد

نظرات  (۶)

خودت هم که میدونی ، میرم هنرستان ، هنرستان خیلی برام جذابه :))

از کارهایِ عملی خیلی خوشم میاد ولی از شیمی نه :(
فیزیک و زیست هم همینطور :(
از ریاضی که متنقرم :|
پاسخ:
پس چی میخواهی  بخوانی؟؟
  • حیرانــ ـه
  • چه جالبین شما !!
    پاسخ:
    چشمات جالب میبینه :)

    مواظب خودت باش حین کار با مواد خطرناک توی آزمایشگاه!
    ولی خب می فهمم این دلتنگیت رو. برو بشین سریال برکینگ بد رو ببین یه کم دلتنگیت کم شه :)
    پاسخ:
    مواظبم یه بار ستیک اسید ریخت  ولی  زود حل شد 
    اوووه این فیلم رو از کجا پیدا کنم ؟؟؟
    شما آخر یه چیزی کفش میکنی! من میدونم
    پاسخ:
    خخخخخخ
    اره اکسیر جوانیی رو کشف میکنم :)
  • من دلم پاکه ...
  • واااااااقعا که .....بابا تو دیگه کی هستی خخخ

    😅😅😅
    پاسخ:
    یه ادم  علافه  و بیکار 
    واقعن دلت برای گزارش کار نوشتن تنگ شده ؟ اییی! جون میدادم تا بنویسم D':
    جاان من یعنی حتی درس های عمومی؟؟ اندیشه و دانش خانواده و... DD':
    پاسخ:
    اره  دلم تنگ شده خب 
    من هنرستانی ام  هنوز اندیشه و اینا نداریم 
    ولی اره ادبیات و جغیرافیا و  دین و زندگی هم تو ازمایشگاه بودیم :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.